
تنهای من

مرد تنها روزگار


مشکی پوش شیرازی
مسیحای جوانمردمن !ای ترسا پیر پیر هن چیر کین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ای... دمت گرم و سرت خوش باد

زندگی
زندگی گل زردی است بنام غم ، فریاد بلندی است بنام آه ، آئینه شکسته ایست بنام دل
مروارید طلایی است بنام اشک .
************************
از شبنم عشق خاك آدم گل شد** شوري برخاست فتنه اي حاصل شد
سر رشته عشق بر رگ روح زدن **يك قطره از آن چكيد و نامش دل شد*
نام : گمنام شهرت : آواره
شغل : عاشق نام پدر: پريشان
نام مادر: گريان نام خواهر : نگران
نام برادر: انتظار نام دوست : بی خيال
محله : از ديار فراموش شدگان درد : سکوت
غزل : آه دبيرستان : عاشقان
جرم : به دنيا آمدن محکوم : به زنده ماندن
پلاک : بيکران
نشانی :شهر صفا ، ميدان وفا ، بزرگراه محبٌت ، خيابان آشنايي ، چهارراه سرگردانی ، کوچه عشق ، پلاک بيکران ، منزل چشم انتظار
به نام حضرت دوست که هرچه دارم ز اوست
غصه و اشک وحسرت اول مشق عشق
حالا همه می دونی که مشکی رنگ عشق
|
| |
![]() |
|
-----------------------------------------------
تو هم مثل من نمي توني دووم بياري ، نرو
تو هم مثل من تو غصه کم مياري ، نرو
نرو
تو هم مي پوسي ، ميميري بي من نرو
تو هم طاعون غم ميگيري ، اي من نرو
نرو
تو که مي دوني من بي تو، تو بي من يعني حسرت
تو که مي دوني بي جواب مي مونه عشق و عادت
تو که ميدوني کم ميشم ، تو که مي دوني کم مي شي
تو که مي دوني هم آغوش غم مي شم
نرو ، نرو !

خنده هاي زورکي اشکاي يواشکي
شب و روزي بي هدف لحظه هاي الکي
تيکه تيکه خط به خط رج به رج مهر تنت
سر بلندي واسه عشقت توي ميدون موندنت
...
يک شب باروني بسه براي از نو تر شدن
يک گل شمع دوني بسه براي عاشق تر شدن
مرد تنها روزگار
التماس دعا

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند |
نياز نيم شبی دفع صد بلا بکند |
عتاب يار پری چهره عاشقانه بکش |
که يک کرشمه تلافی صد جفا بکند |
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند |
هر آن که خدمت جام جهان نما بکند |
طبيب عشق مسيحادم است و مشفق ليک |
چو درد در تو نبيند که را دوا بکند |
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار |
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند |
ز بخت خفته ملولم بود که بيداری |
به وقت فاتحه صبح يک دعا بکند |
بسوخت حافظ و بويی به زلف يار نبرد |
مگر دلالت اين دولتش صبا بکند |
مرد تنها روزگار